وبلاگ دینی، عربی و قرآن
ارایه نمونه سوالات دروس دینی عربی و قرآن مقطع راهنمایی و سایر مطالب دینی و معارف
قالب وبلاگ




مطالبی درباره حقیقت وجود جنّ و شیطان
1- وجود جن چگونه است ؟
2- آیا ارتباط انسان و جن امکان دارد ؟
3- و اگر دارد، چگونه ؟
4- آیا جن هم مثل انسان به غذا و ... نیاز دارد ؟
5- و سایر اطلاعات بیشتر در این مورد ؟

پاسخ:

پرسش 1:
بله عنوان چگونگي وجود جن و امکان ارتباط با انسان شرح به نوجوانان در برابر اين پرسش ها چه پاسخي بدهيم: 1- وجود جن چگونه است ؟ 2- آيا ارتباط انسان و جن امکان دارد ؟ 3- و اگر دارد، چگونه ؟ 4- آيا جن هم مثل انسان به غذا و ... نياز دارد ؟ 5- و ساير اطلاعات بيشتر در اين مورد

پاسخ:
براي پاسخ به سوالاتي که در نامه خود مطرح کرده ايد و سوالاتي مشابه به ان پاسخ ذيل تقديم مي شود. اگر بعد از مطالعه ابهامي باقي ماند ،در نامه بعدي در خدمت شما خواهيم بود.
جن موجودي است که از حس، پنهان است و عقل و قدرت دارد.
از آيات قرآن استفاده مي‏شود که آنها مکلّف به تکاليف الهي است.
درباره جن افسانه‏ها و داستان‏هاي خرافي بسياري ساخته‏اند، ولي اصل وجود آن و صفات ويژه‏اي که در قرآن براي جن آمده، مطلبي است که هرگز با علم و عقل مخالف نيست.
جن‏ها مانند انسان‏ها داراي دو گروهند: مؤمنان صالح و کافران سرکش.
ويژگي‏هاي ذيل در مورد جن، از آياتي استفاده مي‏شود:
1- موجودي است که از شعله آتش آفريده شده، بر خلاف انسان که از خاک آفريده شده.(1)
2- داراي علم و ادراک و تشخيص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است.(2)
3- داراي تکليف و مسئوليت است.(3)
4- گروهي از آن‏ها مؤمن صالح و گروهي کافرند.(4)
5- داراي حشر و نشر و معادند.(5)
6- قدرت نفوذ در آسمان‏ها و خبرگيري و استراق سمع داشتند و بعداً منع شدند.(6)
7- با بعضي از انسان‏ها ارتباط برقرار مي‌کردند و با آگاهي محدودي که نسبت به بعضي از اسرار نهاني داشتند، به اغواي انسان‏ها مي پرداختند.(7)
8- ميان آن‏ها افرادي يافت مي شوند که از قدرت زيادي برخوردارند، همان گونه که ميان انسان‏ها چنين است.(8)
9- قدرت بر انجام بعضي از کارهاي مورد نياز انسان را دارند.(9)
10- خلقت آن‏ها روي زمين قبل از خلقت انسان‏ها بوده است.(10)
از آيات استفاده مي‏شود بر خلاف تصور مردم که آن‏ها را «از ما بهتران» مي‌دانند، انسان برتر از آن‏ها است، به دليل اين که تمام پيامبران الهي از ميان انسان‏ها برگزيده شدند. جنّيان به پيامبر اسلام که بشر بود، ايمان آوردند و از او پيروي کردند. اصولاً واجب شدن سجده در برابر آدم بر شيطان (که بنا به تصريح قرآن از بزرگان طايفه جن بود).(11) دليل بر فضيلت نوع انسان بر جن مي‌باشد.
جهات خرافي و غير منطقي به اين موجود داده شده که وقتي جن گفته مي‏شود، بعضي از خرافات با آن تداعي مي‏شود، از جمله اين که آن‏ها را با شکل هاي غريب و وحشتناک موجوداتي دُم دار و سم دار مي کشند و اينان را موذي و پر آزار، کينه توز و بدرفتار مي دانند که ممکن است از ريختن يک ظرف آب داغ در يک نقطه خالي، خانه‏هاي بسياري را به آتش کشند!
هيچ دليلي بر انحصار موجودات زنده به آن چه مي بينيم نداريم، بلکه دانشمندان علوم طبيعي مي گويند موجوداتي را که انسان با حواس خود مي تواند درک کند، در برابر موجوداتي که با حواس قابل درک نيستند، ناچيز است. بنابراين موجودات و حقايقي وجود دارند که اگر چه به حس انسان داخل نمي‌شوند، اما حقيقتاً وجود دارند.
آيا جنيان پيغمبراني از جنس خود داشته‏اند؟ در قرآن مجيد آمده است که در قيامت به خلايق خطاب مي‏شود: «اي جمعيت جن و انس! بگو رسولاني از خودتان به سوي شما نيامدند که آيات مرا برايشان بازگو مي‏کردند و از چنين روزي شما را بيم مي‌دادند؟!»(12) ولي بيشتر مفسران بر آن هستند که کلمه «منکم» (از شما) دليل بر اين نيست که پيامبران هر دسته، از جنس خودشان مي باشند. اين را نظير آيه «يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان»(13) گرفته‏اند که مرواريد و مرجان فقط در آب‏هاي شور حاصل مي‌شود اما در آيه به آب‏هاي شور و شيرين نسبت داده شده است. نيز در عرف مردم گفته مي‌شود نان و شير خوردم، حال آن که خوردن فقط مربوط به نان است و شير آشاميده مي شود، پس مي‌تواند منظور از رسولان، رسولان انساني باشد که براي هدايت انسان و جن آمدند.
در حديثي از اميرمؤمنان(ع) آمده که پيامبري به نام يوسف به سوي آنان برانگيخته شد، ولي او را کشتند، اما بين مفسران و انديشمندان اختلافي نيست که پيامبر اکرم براي جن و انس مبعوث بوده و عده‏اي از جنيان طبق آيات و روايات متواتر به حضرت ايمان آورده و مسلمان شده‏اند. چگونگي مسلمان شدن جمعي از آنان در بعضي از روايات آمده است. از روايات استفاده مي شود پيامبر و ائمه نمايندگاني از خود آن‏ها برايشان مي گماشتند. نيز بعضي از آن‏ها داوطلبانه از محضر پيامبر مطالبي مي آموختند، سپس به تبليغ آن در قوم خود مي پرداختند.
ارتباط با جنيان: از روزگاران قديم بين انسان و جن، شيوه‏هاي مختلفي از روابط بوده است. بعضي از گونه‏هاي اين روابط را که در قرآن و روايات و سخنان دانشمندان ذکر شده اشاره مي کنيم:
أ) پناه بردن به جن: در قرآن مجيد آمده «و همانا مرداني از انس به مرداني از جن پناه مي بردند، پس به سختي‏هاي ايشان مي افزودند».(14)
رسم عرب چنين بود که هرگاه به بيابان هولناکي مي رسيدند، به جن آن وادي پناه مي بردند. در اسلام از اين کار نهي شده و بايد به خدا پناه برد که آفريننده جن و غير جن است. در بعضي روايات توصيه شده که در چنين مواقعي خوب است اذان بگوييد تا از شر جنيان سرکش در امان بمانيد.
ب) تسخير جن: بين فقها اختلاف است که آيا جايز است جنيان را تسخير کرد و آن‏ها را به خدمت گرفت؟ در اين باره نظر قطعي و دقيق ارائه نشده، در مجموع مي¬توان گفت اگر اين کار نسبت به مؤمنان جن باشد و مايه آزارشان گردد، جايز نيست، ولي اگر مايه آزارشان نشود، روا مي‏باشد.
البته به کارگرفتن آن‏ها براي کارهاي نامشروع حرام است.
چگونه جنيان مي توانند به شکل‏هاي مختلف در آيند؟
جنيان موجود مادي و داراي اجسام لطيفي هستند که قدرت دارند به شکل‏هاي مختلف در آيند و گاهي هم خداوند به حسب مصالح آن‏ها را به صورت‏هاي گوناگون در مي آورد.
و اين که خداوند به آن‏ها چنين قدرتي داده که به هر صورتي بخواهند در آيند.(15)
جنيان موجودات بسيار لطيف و انعطاف پذيرهستند مانند هوا که قابل انبساط و انقباض هستند. گاهي به صورت آدم، گاهي موجودات کوچک، گاهي موجودات بزرگ با بدن‏ها و چشم‏ها و موهاي عجيب نمودار مي شوند؛ يعني ظاهر شدن براي انسان به صورتي خاص، نه آن که از ماهيت حقيقي خود خارج شوند و تغيير ماهيت دهند، بلکه به اين معنا در قوه حس و ادراک انسان به صورت‏هاي مختلفي محسوس مي شوند، بدون آن که تغيير ماهيتي صورت گيرد.
براي توضيح بيشتر رجوع کنيد به کتاب جن و شيطان، تحقيق قرآني، روايي و عقلي، تأليف علي‌رضا رجالي تهراني.
پي‌نوشت‏ها:
1. الرحمن (55) آيه 15.
2. آيات مختلف سوره جن.
3. آيات سوره جن و الرحمن.
4. جن (72) آيه 11.
5. همان، آيه 15.
6. همان، آيه 9.
7. همان، آيه6.
8. نمل (27) 39.
9. سباء (34) آيه 12 - 13.
10. حجر (15) آيه 27.
11. کهف (18) آيه 50.
12. انعام (6) آيه 130.
13. الرحمن (55) آيه 22.
14. جن (72) آيه 6.
15. دائرة المعارف تشيع، ج 5، ص 450 - 452.

شیطان که از جن است و جن نیز از آتش هست بنابراین چگونه در آتش جهنم خواهد سوخت؟

در داستان مشهوری به نام بهلول این اشکال این گونه پاسخ داده شده است:
روزی ابوحنیفه د‌ر مد‌رسه مشغول تد‌ریس بود‌، بهلول هم د‌ر گوشه‌ای نشسته و به د‌رس او گوش می‌د‌اد‌. ابوحنیفه د‌ر بین د‌رس گفتن اظهار کرد‌ که امام جعفرصاد‌ق(علیه السلام) سه مطلب را اظهار می‌کند‌ که مورد‌ تصد‌یق من نیست. آن سه مطلب بد‌ین نحو است:
اول آنکه می‌گوید‌ که شیطان د‌ر آتش جهنم معذب خواهد‌ شد‌ و حال آنکه شیطان خود‌ش از آتش خلق شد‌ه و چگونه ممکن است آتش او را معذب کند‌ و جنس از جنس متأذی (اذیت) نمی‌شود‌. ‏
د‌وم آنکه می‌گوید‌ خد‌ا را نتوان د‌ید‌ و حال آنکه چیزی که موجود‌ است باید‌ د‌ید‌ه شود‌،‌ پس خد‌ا را با چشم می‌توان د‌ید‌. ‏
سوم می‌گوید‌: مکلف، فاعل فعل خود‌ است که خود‌ش اعمال را به جا می‌آورد‌ و حال آنکه تصور و شواهد‌ برخلاف این است، یعنی عملی که از بند‌ه سر می‌زند‌، از جانب خد‌است و به بند‌ه ربطی ند‌ارد‌.
چون ابوحنیفه این مطلب را گفت، بهلول کلوخی از زمین برد‌اشت و به طرف او پرتاب کرد‌. از قضا آن کلوخ به پیشانی ابوحنیفه خورد‌، او را سخت ناراحت کرد‌ و سپس بهلول فرار کرد‌. شاگرد‌ان ابوحنیفه عقب او د‌وید‌ه، او را گرفتند‌ و چون با خلیفه قرابت د‌اشت، او را نزد‌ خلیفه برد‌ند‌ و جریان را به او گفتند‌.
بهلول جواب د‌اد‌: او را حاضر نمایند‌ تا جواب او را بد‌هم.
چون ابوحنیفه حاضر شد‌، بهلول به او گفت: از من چه ستمی به تو رسید‌ه؟
ابوحنیفه گفت: کلوخی به پیشانی من زد‌ه‌ای و پیشانی و سر من د‌رد‌ گرفت.
بهلول گفت: د‌رد‌ را می‌توانی به من نشان د‌هی؟
ابوحنیفه گفت: مگر می‌شود‌ د‌رد‌ را نشان د‌اد‌؟
بهلول جواب د‌اد‌: تو خود‌ می‌گفتی موجود‌ را که وجود‌ د‌ارد‌ باید‌ د‌ید‌ و بر امام جعفر صاد‌ق(علیه السلام) اعتراض می‌کرد‌ی و می‌گفتی چه معنی د‌ارد‌ که خد‌ای تعالی موجود‌ باشد‌، ولی او را نتوان د‌ید‌.
د‌یگر آنکه تو د‌ر اد‌عای خود‌، کاذب و د‌روغگویی که می‌گوئی کلوخ سر تو را د‌رد‌ آورد‌، زیرا کلوخ از جنس خاک است و تو هم از خاک آفرید‌ه شد‌ی، پس چگونه از جنس خود‌ متأذی (اذیت) می‌شوی؟
مطلب سوم، خود‌ گفتی که افعال بند‌گان از خد‌اوند‌ است، پس چگونه می‌‌توانی مرا مقصر کنی و مرا پیش خلیفه آورد‌ه‌ای و از من شکایت د‌اری و اد‌عای قصاص می‌نمائی؟
ابوحنیفه چون سخن معقول بهلول را شنید‌، شرمند‌ه و خجل شد‌ه از مجلس بیرون آمد‌.

آیت الله جوادی نیز به این سوال این گونه پاسخ داده اند:
اصل خلقت شیطان از آتش است؛ اما عناصر دیگری هم در وجود او دخالت دارد؛ مانند انسان كه اصل خلقت او از خاك است، ولی عناصر دیگری در وجودش به چشم می‌خورد.
خاك نخست به صورت پوست و گوشت درآمده و سپس نیروی حساس و درك كننده به او اضافه شده كه درد را احساس می‌كند.
وقتی سنگی به كلوخی برخورد می‌كند، نرم می‌شود؛ ولی چون درك ندارد، دردی احساس نمی‌كند. در صورتی كه آن هم خاك است.
شیطان نیز از نیروی ادراك كننده خلق شده است. با این نیرو اگر موثری در وجود شیطان اثر بگذارد، آن را درك و احساس می‌كند، بنابراین، خلقت شیطان از آتش است؛ ولی روح و قدرت درك موجب می‌شود كه آتش جهنم او را بسوزاند.
[1]

آتشی که شیطان از آن آفریده شده، همان آتشی نیست که در جهنم گناهکاران را می سوزاند:
رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمود: اى جبرئیل مرا از آتش اطلاع دهید كه خداوند آن را چگونه آفریده است، جبرئیل گفت: خداوند هزار سال آن را افروخت تا قرمز شد، و بعد هزار سال دیگر سوخت تا سفید گردید، و هزار سال دیگر سوخت تا سیاه شد. آتش جهنم چنان سیاه و تاریك گردید كه هیچ روشنائى در آن دیده نمى‌‏شود، ولى سوزش آن هم از بین نمى‌‏رود، سوگند به خدائى كه تو را براستى برانگیخت اگر به اندازه سر سوزنى از آن در دنیا ظاهر گردد همه را خواهد سوزانید. اگر مردى را وارد دوزخ كنند و بعد او را از آنجا بیرون آورند همه اهل زمین را هلاك خواهد ساخت، در آن هنگام كه او را بنگرند و حالات او را مشاهده كنند، و اگر یكى از آن زنجیره‌‏هاى آتشین را كه در قرآن ذكر آنها آمده در كوه‏ها قرار دهند همه ذوب خواهند شد. اگر یكى از خازنان نوزده‏گانه دوزخ بر روى زمین افكنده شود، همه مردم از بوى متعفن آن خواهند مرد.
[1]
در حالی که آتشی که شیطان (ابلیس) از آن آفریده شده، امری بوده که سبب فخر او شده بود:
وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ؛
[2] و جنّ را از شعله‏هاى مختلط و متحرّك آتش خلق كرد.
و شیطان نیز یکی از همین اجنه است:
إِبْلیسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ؛
[3] ابلیس كه از جن بود.
مارج" در اصل از" مرج" (بر وزن مرض) به معنى اختلاط و آمیزش است، و در اینجا منظور اختلاط شعله‏هاى مختلف آتش مى‏باشد، زیرا هنگامى كه آتش شعله‏ور مى‏شود گاه به رنگ سرخ، گاه به رنگ زرد، گاه به رنگ آبى، گاه به رنگ سفید درمى‏آید.بعضى گفته‏اند كه معنى" تحرك" نیز در آن هست (از" امرجت الدابة" یعنى" حیوان را در چراگاه رها كردم" زیرا یكى از معانى" مرج" همان مرتع است).باز در اینجا دقیقا براى ما روشن نیست كه آفرینش" جن" از این آتشهاى رنگارنگ چگونه بوده است؟
[4]
یعنى از آتش‏هاى مختلف سرخ و سیاه و سفید. و بعضى گویند: مارج، خالص و صاف از گل و شعله آتشى كه دودى در آن نیست.[5]

و بعد از دقت به فرق آتش جهنم، با آتشی که شیطان از آن آفریده شده، باید به این نیز دقت کنیم که آتش جهنم، تناسب کاملی با انسان دارد. چون خود اوست! و ثمره و حاصل اعمال پلید کافرانه و معاندانه اش!
فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتی‏ وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرینَ؛
[6] بترسید از آتشى كه براى كافران مهیّا شده و هیزم آن مردمان و سنگها هستند.

[1]. بحار الأنوار ، ج‏67، ص: 393.
[2]. الرحمن آيه 15.
[3]. كهف آيه 50.
[4]. تفسیر نمونه، ج‏23، ص: 120.
[5]. ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏24، ص: 76.
[6]. بقره آيه 24.


موضوعات مرتبط: تحقیقات دانش آموزی، حکایات - مطالب خواندنی- داستانها-زندگی نامه هاو...
[ یکشنبه 18 فروردین1392 ] [ 14:22 ] [ سعید رحمانی ]
.:
درباره وبلاگ

این جانب " سعید رحمانی" دبیر دینی عربی قرآن کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث شاغل در منطقه خدابنده استان زنجان هستم با توجه به این که در چند سال اخیر هوشمند سازی مدارس در راس توجهات وزارت آموزش و پرورش قرار گرفته است به همین جهت اینترنت نیز یکی از زیر مجموعه های این سیاست است لذا استفاده از سایت ها و وبلاگ ها به خاطر تسلط بیشتر دانش آموزان بر دورس از ملزومات این طرح می باشد وبلاگ حاضر به خاطر دسترسی آسان دانش آموزان عزیز بر نمونه سوالات دینی عربی و قرآن پایه های اول و دوم و سوم راهنمایی و نیز ارایه مطالب خواندنی که مرتبط با دورس می باشد طراحی شده است امید است با همفکری و نظرات شما عزیزان وبلاگ مذکور پربارتر و غنی تر گردد.ان شاالله.